اسطوره
من ٬ روح سرگردان مجنونم ٬ در صحرای سوزان عربستان
و آوای گرم فرهادم ٬ در صخره های شکسته بیستون ...
من هرگز به لیلی نخواهم رسید و طنینم ٬ تارهای زلف شیرین را نوازش نخواهد داد !
حتی اگر سالها بگذرد ... اسطوره می مانم !
p.s: از همه دوستانی که در پست قبل ٬ زحمت کشیدن و نظرشون رو درج کردن خالصانه سپاسگذارم .
+ نوشته شده در دوشنبه ۲۰ دی ۱۳۸۹ ساعت توسط کاغذ کاهی
|
شیشه دل از کفم افتاد ،گفتم : "هی" بگیر !