اصل via صداقت
پرده اول/مسعود چند وقتی هست که از ایران اومده . در اتوبان ٬ خروجی مورد نظرش رو رد میکنه . بعد هم رگ ایرانی بازیش گل میکنه و شروع میکنه وسط اتوبان دنده عقب گرفتن ! وحشتناکترین کاری که اینجا توی رانندگی میشه کرد همین کاره که اگه پلیس ببینه گواهینامه ات رو ازت میگره و برای همیشه باید با روی ماه رانندگی خداحافظی کنی .خلاصه در همین حین یه ماشینی از عقب محکم میزنه بهش و ماشین جفتشون داغون میشه ! پلیس میاد و مسعود هم که رو به موت بوده از ترس و اینکه چه عاقبتی در انتظارشه ٬ تو ماشین منتظر نشسته بوده ! پلیس بیچاره هم با اضطراب و نگرانی میاد پیش مسعود و میگه : آقا حال شما خوبه ؟ مشکلی نداری ؟ چیزیت نشده ؟ این راننده ی ماشین عقبی حسابی مسته ... چرت و پرت میگه ! میگه شما داشتی دنده عقب میومدی و زدی بهش ..!! من الان بهش رسیدگی میکنم ..شما الان شرایط جسمیت خوبه ؟
پرده دوم / جریمه و عکس ماشینم رو در حال خلاف برام فرستاده بودن ! سرعت غیر مجاز ٬ ۴۶ مایل ! در حالیکه در اون خیابون اصلا نمیشه بیشتر از ۳۰ مایل رفت ....خلاصه عکس رو که دیدم یادم اومد کی بوده و کجا بوده . یه ماشینی تند میومد و از من سبقت گرفته بود و دوربین عکس ماشین من رو گرفته بود! پلاک اون ماشین هم توی عکس پیدا بود! خلاصه یه ایمیل براشون زدم که من شکایت دارم به این جریمه و قضیه از این قرار بوده و مایلم که برم به کورت یا همون دادگاه (البته نه به معنای دادگاههای ایران) و شما حرف من رو بشنوید . سه روز بعد از اداره پلیس راکویل تماس گرفتن و گفتن : ادعای شما درسته و ما عذر خواهی میکنیم و این جریمه رو حذف کردیم ! با یک ایمیل ساده مشکل حل شد .
پرده سوم /دوست بابا ۶۸سالشه . گواهینامه اش باطل شده و حواسش نبوده . رفته گواهینامه جدید بگیره ٬ گفتن چون بیشتر از سه ماه گذشته که باطل شده٬باید بری کلاس رانندگی دوباره !!!
شیشه دل از کفم افتاد ،گفتم : "هی" بگیر !