همه بَرده ایم !
بنده حدود ۱۰/۱۱ سالی است که " همراه اول " دارم . در این سالها بدون احتساب این گوشی جدید که ۴/۵ روزه خریدمش٬ ۳ تا گوشی داشتم . یعنی ۴-۳ سال یکبار گوشیم رو عوض کردم . این نشون میده که خیلی هم اسراف کار نبودم!چند ماهی هم هست که به منظور جلوگیری از قبضهای ۱۵۰ هزار تومانی دو ماهه ام! ( خب وقتی آدم همش دنبال کارای مختلف باشه / نهایتن هم "صندلش گم میشه" و هم قبضش خدا تومن میاد ! )داشتم میگفتم ..برای جلوگیری از این امر٬ یک عدد ایرانسل نازنین به سیستم ارتباطی ام اضافه کرده بودم! تقریبن ده روز پیش رفتم قنادی ٬گوشی تلفن از دستم افتاد و سیم کارتش گم شد!هر چی لای آجیلها و شیرینی ها رو گشتیم٬پیدا نشد .بماند که کلی شماره تلفن رو سیم کارتش سیو بود ! بدتر ازهمه اینکه صاحب سیم کارت ایران نیست و نمی شد برم با همون شماره یه سیم دیگه بگیرم . به ناچار یه سیم کارت دیگه ٬ با یه شماره تلفن دیگه گرفتم ! این از این ! گوشی همراه اولم هم چند روز پیش رسمن منهدم شد ! یعنی عین آدم داشت کار می کرد ها ! اما شارژش تموم شد و دیگه روشن نشد! اول فکر کردم مال باطریشه ! عصر ِ همان روز رفتم همونجایی که تازه ازش باطری خریده بودم. باطری رو تست کرد و گفت: باطری سالمه! باید بذاری بمونه ببینیم چشه ! گفتم : من فقط اطلاعات داخلش رو میخوام . گفت: باید فلش بشه ٬ تا ایرادش در بیاد ! منو میگی٬ یخ کردم ! اینقدر حالم بد شد که خدا بدونه!به خودم لعنت می فرستادم که چرا یه "بک آپ" ازین گوشی نگرفته بودم! خلاصه گوشی رو بهش ندادم. پاشدم با دوستم رفتم جمهوری٬خیلی کلافه بودم.اصلن از دست خودم عصبانی بودم که چرا باید برای از دست دادن یه مشت اطلاعات مسخره اینقدر بهم بریزم ! ناگفته نماند که از قبل هم می خواستم یه گوشی جدید بخرم! اما خب این اتفاق کاتالیزور قضیه شد! خلاصه رفتیم جمهوری و بعد از اینکه گوشی محترم رو چند جا بردیم ٬بالاخره موفق شدیم یه نفر رو پیدا کنیم که بعد از چک و چونه های بسیار با ۱۶۰۰۰ تومان تعمیرش کنه و با حفظ اطلاعات٬همون موقع هم بهم بده . ظاهرن بوردش نیم سوز شده بود! تا اینجای ماجرا به خیر و خوشی تموم شد! و اما ... بنده طی تبلیغات دوستان جو گیر شدم و یه دونه گوشی خریدم که سیستم عاملش ویندوزه ! آقای فروشنده گفت:با این ویندوز موبایل ها سخته کار کردن! من هم که جوگیر شده بودم٬ گفتم:مگه مثل کامپیوتر نیست؟گفت:چرا هست. گفتم: خب اینکه چیزی نیست! خلاصه خوشحال و خندان عین یک اَستَر ِ بی شاخ و دم! این گوشی رو خریدیم و آوردیم خونه .از اون روز دارم باهاش ور میرم و هنوز نفهمیدم چی به چیه ! بگو آخه نونت کم بود٬آبت کم بود ! چه مرگت بود! رفتی خیر سرت یه گوشی خریدی که هم تاچ هست و هم ویندوز٬هم اسمایلی نداره و هم اس ام اس فارسی! ۴ ساله منتظر بودم یه گوشی بخرم هم اسمایلی داشته باشه و هم فارسی٬تا منم بتونم عین همه آدما اس ام اس فارسی بزنم! اما این بار هم نشد. تازه بدبختی دیگه اینه که ٬ دیگه موقع رانندگی نه میتونم اس ام اس بدم و نه بخونم! شماره هم نمیتونم بگیرم ! فقط فوق ِ فوقش میتونم تل جواب بدم! یعنی رسمن از کار و زندگی افتادم!!
داشتم فکر می کردم واقعن چرا ما اینهمه به این تکنولوژی وابسته ایم؟چرا اطلاعات ساده رو هم که از دست می دیم٬ زندگیمون فلج میشه؟! چرا آرامشمون رو فروختیم به لوازمی که هر روز پیچیده تر میشن ؟! چرا تا اینترنتمون قطع میشه یا برق هامون میره٬ یا وقتی بلاگفا و پرشین بلاگ ٬خراب میشه ٬حال و روزمون به هم میریزه ؟چرا همه برده و بنده تکنولوژی شدیم !! تکنولوژی برای ما به راحتی تعیین تکلیف میکند! بکن ٬نکن میکند! ای کاش می تونستیم بریم توی یه دهکده خوش آب و هوا ٬با یه مزرعه که توش همه چی کاشته شده باشه٬ مثلن از سبزی خوردن و خیار و گوجه٬تا درخت سیب و هلو و آلبالو ٬یه چند تا اسب و گاو و گوسفند و الاغ و مرغ و جوجه و خرگوش و اینا هم دورت باشن ! زندگیمون چه خوب میشدها ! میدونم الان هیچ کدوم از ما دوام نمیاریم اونجور جاها ! اما اگه از اول٬ وابسته نشده بودیم به تکنولوژی چه حالی میداد !
شیشه دل از کفم افتاد ،گفتم : "هی" بگیر !