معما
من پس از یافتن ٬ معمای نگاهت را
با او در میان خواهم گذاشت و میدانم که سکوت خواهد کرد ...
زیرا ٬ میداند که تنها
شعر من ٬ حلال آن معماست ...!
p.s :سه شنبه ناهار رفتیم بهترین دیزی سرای این شهر! بعد هم گلوریا جانمان رفت یزد و کرمان .اگر یه ماه اینجا بمونه قطعا وزن من دوبرابر میشه! میخواستم پست بازی رو بنویسم ٬ اما راستش فعلا مغزم کار نمیکنه ... ایشالا پست بعدی !
+ نوشته شده در چهارشنبه ۴ اسفند ۱۳۸۹ ساعت توسط کاغذ کاهی
|
شیشه دل از کفم افتاد ،گفتم : "هی" بگیر !