توقف مطلقا ممنوع !
جای پارک نبود که نبود ! صدبار با خودم گفتم چه غلطی کردم ماشین آوردم !! کلافه و عصبانی ماشین رو زیر تابلوی توقف ممنوع و حمل با جرثقیل !! ابتدای خیابان گاندی گذاشتم ! روی یک کاغذ نوشتم : " آقای پلیس٬ ۳۵ دقیقه است که گاندی شمالی و جنوبی رو پایین و بالا کردم و جای پارک پیدا نشد ! یکی هم که پیدا شد ٬ خانم بی ادبی اومد و بی توجه به اینکه من دارم پارک میکنم ٬ پارک کرد !! نیم ساعت دیگه میام ! جریمه کنید چون خطا کردم ! اما تو رو خدا ماشینم رو نبرید ...چون خیلی گناه دارم ! " پایین برگه هم ساعت زدم و رفتم ....
از اونجایی که اینجا ایرانه و هیچوقت تو هیچ اداره ای کاری سر وقت انجام نمیشه٬ دوساعت بعد اومدم !! ماشینهای پشتی و جلویی جریمه شده بودند ... برگه رو برداشتم : زیر نوشته ام ٬ نوشته بود : "یکساعتی میشه نیومدید ! جریمه ات نکردم ! اما فکر نکن همیشه این شیوه جواب میده !"
همین ۲ خط کافی بود که خستگیم رو در کنه و لبخند شیطنت آمیزی رو به لبهام بیاره ! سوار ماشین شدم .آقای پلیس از اون طرف خیابون لبخند زنان اومد .فوری عینک آفتابی زدم و وانمود کردم که ندیدمش . از پارک که اومدم بیرون گفت: منتظر بودم ببینم صاحب این ماشین کیه ! توی دلم گفتم(زیارت قبول :دی !) با لحن جدی ای گفتم : واقعا ممنون که یه انسان مستاصل رو جریمه نکردید ! و شیشه رو دادم بالا و با سر تشکر کردم و رفتم !
p.s: یکی از دوستانم دیروز از شهرستان اومده . تا فردا شب هم هست ... خیلی فرصت اینکه بیام نت ندارم . فقط میتونم کامنتها رو تایید کنم . کامنتهای خصوصی رو به تدریج جواب میدم . حمل بر بی توجهی نکنین .
شیشه دل از کفم افتاد ،گفتم : "هی" بگیر !