۱) الان  ۴ روزه که نت ندارم و برام مثل ۴۰ سال گذشته .... نه اینکه فکر کنین موضوع وابستگی به نت و وبلاگ و ... است که واقعا اینجوری نیست . نشون به اون نشون که  اون ۱۱ روزی که اخیرا سفر بودم ٬ به راحتی گذشت ... اما تو این ۴ روز ٬  ۵ شنبه و جمعه رو داشتیم که یک روزش ٬ بچه های پاکدشت رو بردیم کردان و یک روزش هم با دوستان بهتر از آب روانم ٬ مشغول بسته بندی و کادو کردن هدایا و درست کردن جالباسی ها بودیم ! تو این ۲ روز مذکور هم ٬ وقتی بچه ها در مورد پستهای خودشون یا دیگران حرف میزدن ٬ دقیقا حس کسی رو داشتم که وبلاگ نداره و میاد توی یه جمع وبلاگی !!! حالا میفهمم که چقدر به این افراد سخت میگذره و حرفهای دوست داشتنی ما ٬ برای آنها از زهر تلخ تر میشه ... این به کنار ٬ هماهنگی با دوستان و دسترسی نداشتن به کامنت دونی هم قوز بالاقوز ! چون متاسفانه خیلی از دوستان دیگه مایل بودن حضور داشته باشن و من کامنتهاشون رو دیر دیدم و این هم بیشتر ناراحتم میکرد ... خلاصه اینکه سواره از حال پیاده خبر نداره !  یعنی تا وقتی اوضاع بر وفق مراد بود ٬ نمی فهمیدم چه به دیگران میگذره .....

۲) گزارش مصور برنامه ۵ شنبه و جمعه رو براتون میذارم ... فعلا مشهدم و در یک عدد کافی نت نشسته ام و دارم وقت کشی میکنم تا به ساعت پرواز نزدیک بشم !تو این هیر و ویر ٬ باید هر هفته مشهد هم بیام !  از همه ی دوستانی که ۲ روز گذشته و بالاخص دیروز همراه ما شدن ممنونم ... و عذر خواهی میکنم که مجبور بودم وسط اون بازار شام ٬ برم ..

۳)روز ۵ شنبه ٬ جمعه ٬ شنبه و یکشنبه ی آینده ٬ برنامه توزیع لیوانها و هدایا رو در مراکز مختلف بهزیستی و سالمندان داریم ... حتی الامکان با تلفن اطلاع بدین که امکان حضور در چه روزهایی دارین و البته وسیله دارین یا نه .... البته من خودم ۵ شنبه اش رو نیستم ... ماه رمضون هم برنامه ی افطار براشون داریم ... با عرض شرمندگی ٬ روم به دیوار : پیگیری اش با خودتون .....

۴)وقتی فکر میکنم دو سه ماه دیگه باید برم ٬ خیلی حالم بد میشه ... فقط امیدوارم بتونم زود برگردم :-(