آلزایمر همیشه هم بد نیست !!
خیلی وقته "بنفشه" ٬" ارغوان "و "نارون " تو ذهن من تداعی کننده خیلی چیزا شدن . اولین باری که قدم در میانشان گذاشتم واژه هایی همچون : تنهایی٬ صبر ٬ عزت ٬ ذلت ٬ فرزند ٬ پیری ٬ محبت ٬ نوازش ٬احترام ٬ غرور مردانه ٬ اشک مردانه و ... آلزایمر !! برایم هزاران معنی گرفتند ! شاید "بنفشه ها " بیشتر از همه دل من رو بیتاب میکنه ... بنفشه ها خیلی ها را در آغوش گرفته اند ! بنفشه ها آقای "ش" را دارند ٬ استاد معتبرترین دانشگاههای پاریس و لندن ! آقای " م" را دارند٬ جراح مغز و اعصاب ! آقای "ن " ٬سرهنگ بازنشسته ارتش ! آقای " و" استاد دانشگاههای تهران ! و خیلی های دیگر ....
که روزگاری میان این مردمان بی معرفت برای خود شان و مقامی داشتند ...! همه تحصیل کرده و دارای عزت و احترام اجتماعی ...و حالا !! تنهای تنها ٬ از بی کس ترین ها شده اند !! نمیدانم دانشجویان آقای "ش" در دانشگاه آکسفورد میدانند استادشان امروز کجاست ؟! بیماران آقای " م" ؟ همکاران جناب سرهنگ ! و شاگردان همیشه در صحنه آقای " و" ؟!! آقای "ه" مسئول قسمت آنها در حالیکه اشک در چشمانش حلقه زده با لحن خاصی میگوید : اینها را روزهای تعطیل یا عید بیرون از آسایشگاه میبرند ٬ چون هیچ ملاقاتی ای ندارند ! هیچ کس رو ندارند !! اگر هم فرزندی دارند خارج از کشور دکتر و مهندسه و ایران نمیاد !!!
و من سکوتم با همیشه فرق دارد ... می پرسم : اینها متوجه وضع خود هستند ؟ گفت : بعضی هاشون بله ! ولی بعضی دچار حواس پرتی و آلزایمر شده اند ... من آرام با خود زمزمه میکنم : ای کاش تنها نبودید ! و ای کاش اگر قرار است اینجا باشید ٬ همه آلزایمر داشتید !!
p.s: بنفشه ٬ارغوان و نارون بخشهای مختلف آسایشگاه معلولین و سالمندان کهریزک هستند که هر کدوم ۵ قسمت دارند .
شیشه دل از کفم افتاد ،گفتم : "هی" بگیر !