۱) رفتم ipad new بخرم ٬ ازش میپرسم با هر اپراتوری کار میکنه ؟ میگه آره . میگم یعنی تو ایران کار میکنه یا باید jail break  بشه ؟! مات و مبهوت نگام میکنه ... بهش میگم: خب هزینه اضافی چی داره ؟ میگه یه protection plan  دوساله داره . گفتم: نیمخوام اونو! -- چرا ؟؟!  -- به درد کشور من نمیخوره ! -- چرا ؟! -- اخبار گوش نمیدی ؟ تح.ریم و...!  لبخندی میزنه و میگه نه !! -- میگم عجب!! بعد بهش میگم هیچ گارانتی و وارانتی ای به درد ما نمیخوره ! و دلیلش رو براش توضیح میدم. میگه: شما اینترنت دارین اونجا ؟؟!!! چشمام رو دو سه شماره بزرگ میکنم و میگم بلههههههه !!! میگه : wi fi هم دارین ؟! میگم : بلهههههههه !! چی فک کردی ؟؟! فک کردی ما کجا زندگی میکنیم ؟!  میدونم تو ذهنش هزار تا سوال شکل گرفته ... یه کم به خودش فشار میاره و میگه : میشه بگی چه جوری اینترنت میگیرین ؟؟؟؟ میگم : ISP داریم... از طریق ماهواره میگیرن و اینا ...همچنان براش عجیبه ! یه پرسشنامه دستشه، که مخصوص آی پدهای جدیده !سوال میکنه و خیلی زیرکانه جوابش رو مینویسه و فک میکنه منم نمیفهمم! خیلی از این موضوع ناراحتم اما ترجیح میدم خودم رو به تغافل بزنم ! بعد هم یه کمی با آی پدهای مختلف کار میکنم و میام .. جوان بیچاره همچنان با خودش و ذهنش درگیره ! احیانا فک میکنه ایران یه روستای عقب افتاده بدون امکاناته ؟! این موضوع باز رگ غیرتم رو عجیب متورم میکنه !

۲) از دو هفته قبل تا دو هفته بعد ٬ همه اش در حال امتحان دادن و مطلب نوشتنم . کلی وُرک شاپ و درس ریخته سرم . دو تا پروژه نصفه دارم که یکی اش رو باید تا قبل امتحاناتم تموم کنم و یکی دیگه مال محل کارمه که باید به یه جایی برسونم ...خرید سفارشات و سوغاتی و کارهای اداری اینجا هم جای خود . اینها یعنی اینکه به طرز وحشتناکی سرم شلوغه و حتی وقت نمیکنم غذا درست کنم یا خونه رو مرتب کنم ! خلاصه اوضاعیه ....! کامنتها رو خیلی زود میبینم .سر کلاس میخونم اما نمیتونم جواب بدم ! برای همین دیر تایید میشه  :-(

۳) یکی از پروژه های فوق ٬اصلا با باورهای من و سیستم مغزی من جور نیست! آسیب شناسی "صنعت صکص" ! یعنی دیگه حالم بهم میخوره اینقدر کتاب و مجله و فیلم در این باره دیدم و خوندم... واقعا اعصابم خورد شده!! هر چند این وسط خیلی چیزا یاد گرفتم اما نمیدونم کلا می ارزید یا نه! دلم میخواد تو یه پست در این رابطه بنویسم. ولی فک میکنم از جنبه عمومی خارج باشه ... نمیدونم... فقط میدونم که تو این مدت روزی صد هزار بار خدا رو به خاطر دین و آیینم و البته ملیتم شکر میکنم ! به قول مامانم: خدا عاقبت همه رو بخیر کنه!! 

پی دوستانه نوشت : کرگدن دل نازک جان ٬ پیرو کامنت خصوصی : من چه جوری باید جوابت رو بدم آخه ؟ کامنت دونیت بسته اس ! ایمیل ات رو هم ندارم ! :-)