۱) یکی از مشکلات و مصیبتهای درس خواندن در این مملکت این است که فقط جلسه اول کلاس است که میروی و در کمال آرامش در کلاس می نشینی و فارغ البال از کلاس بیرون می آیی . از جلسه دوم آوار امتحان و کوییز و کلی مشق است که روی سرت هوار میشود! یعنی جوری هوار میشود که مثل خفگی در عمق ۲۰ متری دریا هر چقدر دست وپا بزنی و فریاد بکشی ره به جایی ندارد ! از آن بدتر این است که به برکت رونق تکنولوژی ٬ ۴۰ تا ۸۰ درصد این تکالیف (بنا به سلیقه استاد) باید به صورت آنلاین انجام شود ... و نوعا هم تا ساعت ۱۲ شب یک روز مشخص مهلت داری ... اگر شانس بیاوری و بلایی برسرت نازل نشود که هیچ ... اگر نه درست حس سیندرلایی را داری که  بعد از ساعت ۱۲ کالسکه اش قراره کدو شود و خدم و حشمش موش ! برای من ساعت ۱۲ مدتهاست تبدیل به یک نقطه عطف شده است ... نقطه عطف منحنی یک تابع درجه ۳ .... یعنی مسیر زندگیم میتواند در کمتر از یک دقیقه عوض شود !

۲)دنیای مجازی دنیای عجیبی است... خیلی عجیب... آدمهای جور واجوری را وارد زندگی تو میکند. از هر گوشه دنیا و از هر طبقه اجتماعی... و گاه یک آشنایی خیلی ساده تبدیل میشود به یک دوستی عمیق... تا آنجا که روزی میبینی پدر و مادر یکی از دوستان مجازی ات که خودش در استرالیا تحصیل میکند٬ به همراه دوست دیگرشان سر از خانه ی تو در این سر دنیا در آورده اند و انگار سالهاست تو را مشناسند... تو را با سوغاتی هایشان شرمنده میکنند و به دیدار بعدی دعوت. دنیای مجازی است دیگر ...هر چیزی در آن ممکن میشود...

 ۳)این اولین باری نبوده که به مسلمانان و اعتقادشان حمله میشود و قطعا آخرین بار هم نخواهد بود ... نمیدانم چرا یک میلیارد و اندی مسلمان نه فکر چرایش هستند و نه فکر برخورد درست با این مسائل ... فیلمی - که نه تنها من ٬ بلکه هر موجود زنده ی اکه که عقل وخردش را بکار بگیرد اسمش را فیلم نمیگذارد - پخش شد . بسیار سخیف ٬ موهن ٬ بچه گانه ٬ غیر حرفه ای و در یک کلام چیپ  ... آنقدر مزخرف بود که ارزش دیدن نداشت و البته همان چند دقیقه هم کافی است تا آنقدر حالت را بهم بریزد که تا ساعتها دست و دلت به هیچ کاری نرود  ...چیزی که برای من قابل هضم نیست این است که در این مملکت که شعار برابری شان گوش فلک را کر کرده و هیچ احدی حق ندارد به هیچ دین و رنگ و نژادی توهین کند ٬ چطور میشود که چنین چیزی ساخته شود و توقع داشت که یک میلیارد اعتقاد ساکت بماند ... هرچند رفتارهای غیر منطقی و غیر عاقلانه که از برخی افراد به اصطلاح مسلمان در گوشه و کنار دنیا سر میزند ٬ به هر آنچه جوامع و عقاید دیگر به غلط در مورد مسلمانان فکر میکنند دامن میزند ....!  نه بدی را باید با بدی جواب داد و نه خشونت را با خشونت بزرگ تر ...هر اعتراض و مخالفتی راهی دارد .... و این وسط فقط درایت و زکاوت است که میتواند افراد ساده ی دنیا را برنده از بازی روباهان مکار بیرون آورد .... و افسوس که بیشتر اوقات بازنده ایم !

۴)چند هفته ای بود به پیشنهاد یکی از دوستان آخر هفته ها میرفتیم کایاک سواری... برای زندگی دانشجویی من حکم اکسیر شفابخشی را داشت که با هزینه کم میتوانستم تمام استرس و خستگی هفته را تقدیم آب دریاچه کنم و با یک حس خوب و لذت بخش هفته ی بعد را شروع . حالا هوا سرد شده است و آنها هم بساطشان را جمع کرده اند و از این هفته دیگر دریاچه کوچک به استقبال سکون و سرمای پاییز و زمستان میرود... منحنی تابع زندگی باز به نقطه عطف نزدیک شده است و من مانده ام که چه چیز میتواند در چند ماه آینده جایگزین آرامش عجیب و  وصف ناپذیر نهفته در این پارو زدن و شناور ماندن روی آب شود!