هوش هیجانی(2)
تصاویر زیر چند فریم کوچک از هزاران تصویری است که هر روز در این جامعه میبینیم .میخواستم در همین قسمت دوم بحث رو جمع کنم اما با مشورت دوستان تصمیم گرفتم مطلب رو جامع و کامل بگم ... امیدوارم با نگاه بدون تعصب بخونیم و به دنبال مصداق خاص نباشیم . من ، شما یا هر کس دیگه میتونیم مصداق تمام این موارد باشیم .... بهتر است به جای اینکه قاضی دیگران باشیم ُ خود قاضی خود باشیم . نگاه من کلی بود و یک اتفاق خاص مد نظر نبوده ... خیلی موارد دیگه در ذهنم بودُ اما به دلیل طولانی شدن ننوشتم ... دوست داشتید شما بنویسید .
تصادف دو تا ماشین : پیاده میشه ... آقا مگه کوری؟؟ - کور جد و آبادته ! – خ..ه شو ع..ضی! با هم گلاویز میشن و دقایقی بعد ۲ حالت وجود داره : یا دعوا شدت گرفته وقفل فرمون و زنجیر چرخ اومده دست هر کدوم ... یا در حال ماچ و بوسه ی هم و شما آقایی و آقایی از خودتونه و قس علی هذا !
صف نونوایی : من جلوی شمام ! نخیر شما کجا بودی؟؟ من یه ساعته وایسادم ! – ااا خانم شما یهو اومدی از اون بغل تو صف … مردم عجب رویی دارن به خدا ! – آقا مودب باش ! میگم من پشت سر اون خانم بودم و دعوا شدت میگیره !
پشت فرمون : پشت سری چراغ میزنه ، بوق میزنه ،لایی میکِشه ، خودش رو میکُشه دوتا ماشین بره جلو! میپیچه جلوت دستت رو میذاری رو بوووق و دو تا آبدار نثارش میکنی! عجب خ..یه ! مادر به خطای فلان فلان شده ! (از حق نگذریم یه سری شون کانه ۴ پا رانندگی میکنن . اما بازم دلیلی بر فحاشی آنهم الفاظ رکیک و ناموسی وجود نداره )
چهارشنبه سوری: فکر میکنی یه جنگ تحمیلی دیگه راه افتاده ! شهر عین میدون مین میشه ! هر لحظه باید متظر باشی دست و پات بره رو هوا ! نه به میانسالان رحمی میکنیم نه به بچه ها و نه به زنان باردار ! خمپاره و نارنجک دستی و غیر دستی تو رو یاد انتفاضه میندازه !! نیروهای انتظامی و ام.نیتی شهر آماده باش هستن ! صدای آژیر آمبولانس و آتش نشانی و بعد هم بیمارستانهای پر از سوخته های یک آیین باستانی ! که بهتره به جای " چهارشنبه سوری " بگیم " چهارشنبه سوزی " !
توی کوچه/خیابون شلوغ :ماشین جلویی می ایسته ٬پیرزنی به سختی داره پیاده میشه!میبینیا اما بازم دستت رو میذاری رو بوق! – دِ برو دیگه ! اینجا جای وایسادنه آخه ؟؟؟
در اماکن عمومی : موقع سوار شدن در اتوبوس، مترو ،تاکسی ، زیارت امام رضا(ع) ،نمایشگاه کتاب ، شهربازی و هزاران موقعیت دیگه همیشه نفر جلویی در عذابه از فشارهای افراد پشت سر ...
زندگی : با عشق ازدواج میکنیم ، روزهای خوب کنار هم داریم ، به مشکل برمی خوریم تصمیم میگیریم جدا بشیم،اما هرگز نمیتونیم حرمت روزهای خوب رو نگه داریم ، سرتاپای طرف و خانواده اش رو میشوریم ، فحاشی میکنیم ، داد میزنیم ، توهین میکنیم ،هدیه هایی که دادیم رو پس میگیریم ٬ دروغ میگیم ، حق و ناحق میکنیم و ...
دوستی: خودمون رو به در و دیوار میزنیم طرف رو به دست بیاریم ، عاشقش میشیم ، براش گریه میکنیم ، هدیه میخریم ، دلمون تنگ میشه ، دلش تنگ میشه ، بعد با دعوا و توهین و بی محلی تمومش میکنیم . تلفن جواب نمیدیم ، خاموش میکنیم ، به صد زبون مختلف تحقیرش میکنیم و قس علی هذا !
موفقیتهای اجتماعی : طرف موفق شده ، مقامی کسب کرده ، جایزه ای برده ، مورد توجه قرار گرفته ، محبوبیتی پیدا کرده و یا .... شروع میکنیم به کوبیدنش ! فلانی؟ اون که از خودش چیزی نداشت ، فلان کس بردش فلان جا ، بهمان کس بهش بهمان چیز رو یاد داد ، پارتی داشت ، این کارا رو واسه جلب توجه میکنه ، چون دختر بود مورد توجه قرار گرفت ، پسر خوش تیپیه دخترا دنبالشن، نون قیافه اش رو میخوره ، دنبال پولشن ، میخوان ازش سوء استفاده کنن بابا ، نه فک کنم با فلان مسئول ریخته رو هم ..... !
سیاست : یک روز منتخب مردم با رکوردی بی سابقه سر کار می یاد و یه روز دیگه ٬ با همان هیاهو دیه نفر دیگه که هیچ ربطی به قبلی نداره .... فقط از این جماعت جوگیر برمیاد که میلیون میلیون به یک جریان سیاسی رای بده و ۴ سال بعد به جریان مخالفش و ۴ سال بعد به یکی دیگه و .....
مسائل ظاهری : یکی بیش از حد چاقه ، یکی قدش خیلی کوتاهه ، یکی زیادی بوره ،یکی زیادی سیاهه ، یکی تیک عصبی داره ، یکی معلولیت جسمی داره ، یکی سندرم داون داره ، یکی خیلی خوشگله ، یکی داره یکی رو بغل میکنه ، یکی تو فرودگاه داره یکی رو میبوسه ، یکی تو سینما چسبیده به اون یکی ، یکی ... اینقدر نگاهشون میکنیم که طرف چشم و چالش در میاد !!!
دعوای خیابانی : کافیه یه دعوا راه بیفته، هر کی دور و برته میدوئه طرف دعوا ، حتی در بسیاری موارد میشنوی : آخ جون دعوااااا !!
قرمز و آبی: شکستن شیشه های اتوبوس ، پاره کردن صندلی ها ، دعوا ، کتک کاری ، فحاشی ، شیپور گاوی ، ترافیک ، هیجانات منجر به سکته ودر نهایت تغذیه ی دو هفته قبل و چند ماه بعد رسانه های خبری ... !
اقتصاد و اجتماع : یه روز داد و فریاد راه میندازیم که چرا خونه و خوراک و پوشاک گرون شده ، بعد که مثلا نرخ خونه میاد پایین ناراحتیم و دیگه کسی حاضر به فروش با اون نرخ نیست ! خدا نکنه سریال طنزی پخش بشه ، تکیه کلامهاست که لق لقه زبان همه اقشار جامعه می شه ، کار به جایی میرسه که بازیگر نقش یوزارسیف رو دعوت میکنن تا روز افتتاح فلان فروشگاه کت و شلوار مردانه حضور داشته باشه !! ... لباس فروشیها را ول میکنن تا هرچی میخوان بفروشن، بعد که مردم میخرن و میپوشن گ.شت ار.شاد راه میندازن و همه را جمع می کنن !! یکی میاد از شخصی پیش ما بد میگه به جای اینکه بزنیم تو دهنش ... دل به دلش میدیم و میگیم ااا راست میگی ؟ از فردا با طرف بد میشیم و خودمون هم میشینیم پشت سرش بدگویی و زیر آب زدن ...
در دنیای مجازی : ۱. دو نفر با هم خوب و خوشن ، از فردا ناخوشن ، لینک هم رو پاک میکنن، از فیس بوک همدیگه رو حذف میکنن ، اگه هم نکنن به مطالب هم کاری ندارن ، هر جا اون باشه این نمیاد ، هر جا این باشه اون نمیاد ، پست مینویسن و هر کی رو هم نمیدونه خبردار میکنن٬اونم یه پست خام و آشفته ،با عصبانیت و بدون سنجیدن عواقب ! یه خورده غرورش کم باشه عقلش که سر جاش میاد ، پشیمون میشه برش میداره .. اما ؟!
۲.کامنت بی نام و نشون میذارن، فحاشی میکنن، تهمت میزنن، مسخره میکنن، کامنتهای خصوصی رو عمومی میکنن، سریع قضاوت میکنن ، حکم برائت یا شنائت هم رو صادر میکنن، بی محلی میکنن ... یکی بازدیدش میره بالا .. تعداد کامنتهاش زیاد میشه ، میگن از گودر میخونیمش یا خاموش میمونیم .
۳. دست به هر کاری زده میشه برای بالابردن بازدید ! پست های پر.نور ، بکار بردن الفاظ زشت و رکیک یا الفاظ صک.صی ، پستهایی که دیگران را تحقیر و تخریب میکنه ، کامنت های غیرعادی برای دیگران گذاشتن، از صبح تا شب تلف کردن وقت و عمر برای وبلاگی که فوقش ۱۰۰۰ نفر (به صورت واقعی ! نه عدد غیرواقعی شماره انداز ) میان و میخونن و معلوم هم نیست کجای دنیان و کی هستن و چی هستن ...
۴.یه برنامه میذاریم دوستان رو دعوت میکنیم یکی 4 بار میاد، بار پنجم دیر میاد متلک میگیم ، بار ششم نمیاد دلخور میشیم ...
و هزارن مورد دیگه که هر روز باهاش مواجهیم ......
شیشه دل از کفم افتاد ،گفتم : "هی" بگیر !